سلام
به من رای بدهید
به اطلاع دوستان گلم میرسونم که من تو نظرسنجی نایت اسکین(عرضه کننده ی بهترین قالبها) شرکت کردم
وبه حمایت شما نیاز دارم .
البته اگه این بنده و وبلاگش رو قابل میدونین به نشانی زیر مراجعه کنید و به من رای بدهید.
من به یه جمله معروف می اندیشم:
"امید اخرین چیزیست که میمیرد"

تيرماه1386 مهستي بانوي آواز ايران درگذشت.
خواننده اي كه صدايي ماندگار داشت. صداي زيبا و دلنشين داشت.
باصداي مهستي بزرگ شدم و صدايش يادآور كودكي و جواني من است.
دوستش داشتم. روحش شاد و يادش گرامي
چندتا عکس از مهستی عزیز و مراسم خاکسپاری او:



در اخر خواهش دارم فاتحه ای نثار روح این عزیز گردانید.
ابتدا سلام میکنم خدمت مهمانان گرامی بعد از اون هم خواهش دارم تا اخر این پست رو بخونید:
اشنای غریب سلام
نمیدونم اومدی تولدتو ببینی یا نه؟
اما من طبق قولم برات تولد گرفتم
اول دوکلام مونده تو دلم رو برات بنویسم تا تو هم حرف دلم رو بدونی
حقیقتش هنوز نمیدونم ناچاری یا دچار.اگر ناچاری که هیچ .......
اما اگر دچاری به پیروی از ائین سرخ شقایق های وحشی دشت جنون باید حالت را پرسید
اگه پاسخ دادن به این سوال هم مثل اس ام اس هات تاخیر داره پس باید همین جا خشک بشم تا بدونم حالت چطوره
حالا بریم سراغ اون دوکلام:
پرچم کمک داور سرنوشت مدتهاست به علامت در افساید ماندن شادیهایم بالاست.
نتیجه ی سرنوشت من و زمستان با هم به تساوی کشیده شد.درحقیقت بازی به نفع تو تمام شد و سرنوشت ثانیه ای وقت اضافی برای باز پس گرفتن انتقامم از غم تو منظور نکرد.قلب من بیشترین گل را از تو خورد تو دروازه ی قلبم را با مهارتی عجیب گشودی و ترجیح دادی که دروازه ی سکوتم همچنان بسته بماند.شنیدم که تکل از پشت کارت قرمز دارد نمیدانم ان زمانی که سرنوشت به تنها بخش باقی مانده از ارزوهای من پشت پا زد داورها کجا بودند؟هیچ کس حتی کارت زرد نشانشان نداد چرا هیچ داوری خطاهای سرنوشت را نمیبیند.خودخواه جان سکوت تو خطای مسلمی ست که پنالتی دارد.بی احساس جان مدتهاست که تو دفاع اخر یا همان عقل مرا به شدت مصدوم کرده ای یاد تو دائم با ضربه های ازاد درست کنار دروازه های قلبم اتش به جانم میزند. حقا که دروازه ی خود را بستی و نقطه ضعف دل رسوای مرا یافتی .
حالا از فوتبال بیام بیرون بهتره خواستم از طریق این متن ها حرف دلم رو بهت گفته باشم همه ی اونا عین حقیقته امایه چیزای دیگه ای هم هست اون روز برای شرط اشتی واقعا جوابت رو نمیدونستم و اغاز اس ام اس هم فقط واسه متلک بود اما به بیراهه کشید و وقتی دو روز از قضیه اون تعطیلات گذشت دلم برات تنگ شد اول فکر میکردم به خاطر اینه که حریف خوبی هستی واسه کل کل و هیچکی تو شهر ما و بین رفیقام مثل تو توووووو کل کل راه انداختن وارد نیستن این احساس رو دارم اما از جای دیگه بود ...........
میخواستم فراموشت کنم و بهت اس ام اس ندم ولی
به خاطر اینکه یه چیزایی ته دلم مونده بود دوباره بهت اس ام اس دادم منظورم اون اس ام اس ایه که اولش ازت خواهش کردم یه کم به خودت فکر کنی که متاسفانه تو هیچی ازش نفهمیدی و من ترجیح دادم سکوت کنم ولی اگه بفهمیش میشی تنها فرشته ی بدون بال روی زمین...........
و الان هم تو قرنطینه ام چون نمیتونم باهات رو به رو بشم به خاطر همین اون روزی که فیروزه ای پوشیده بودی نخواستم باهات هم کلام بشم .
.راستش با اولین اس ام اس ای که دادم هیچ احساسی نداشتم اما وقتی اون اس ام اس رو دادی که اول تو بگوووووووو بعد من ته دلم لرزید تا قبلش فکر میکردم همه چی رو روال شوخی میچرخه اما این طور نبود و من ........... وقتی به خودم اومدم خودمو از خدای خودم فرسنگها دور دیدم چون تا قبل از این با هیچ کس.......... خودتم میدونی که من مثل اون دختر خاله ات نبودم و نمیشم منظورم دختر خاله کوچیکته هااااا نمیخوام بگم بده اما چون میدونم چندتا گندکاریش پیشت لو رفته میگم .......میدونم هر چی هم بگم تو به من اعتماد نداری هیچ موقع اون اس ام اس رو یادم نمیره .........من با صداقت بهت گفتم و تو به خاطر صداقتم نوشتی دیگه باهات حرف نمیزنم اگه یه کم فکر میکردی میفهمیدی که میتونستم اصلا اسم اون اشغال رو نیارم همیشه با عجله تصمیم میگیری..... . خوب دیگه باید خداحافظی کرد .اگه حرف یا نظری داشتی قسمت نظرات در خدمت توئه .اینم بگم تو اولین کسی هستی که تونستی راه ورود به قلبمو...............
بی خیال تولدت زیاد زیاد مبارک.......
ارزومند ارزوهای سبزت .<<بنفشه ی عاشق>>
حالا تولد شروع میشه :
اول کیک و تزییات اتاق تولد:


دوم تبریکات:خواهشا کسانی که به تولد دعوت شدن این تولد رو به دوست من تبریک بگن بعدا جبران میکنم
سوم کادو :هر کس کادویی داره (شعر یا متنی یا مطلبی و یا هرچیز دیگه ای )بزاره تو قسمت نظرات تا من هم در جوابش بهش یه کادو در همون زمینه بدم.
و در اخر از کسانی که دعوت من را پذیرفتندو تو تولد شرکت کردند که باید بگم از بهترین دوستان من هستند کمال تشکر را دارم.
"یکی بود یکی نبود وقتی این یکی بود اون یکی نبود ، وقتی اون یکی بود این یکی نبود ، مهم نیست کی بود و کی نبود ولی حیف که هیچ وقت این یکی با اون یکی نبود "
سلام
بالاخره بعد از یک ماه اپیدم
بعد از این اپ دیگه تا یک ماه نمیامLLL چون امتحانام شروع میشه رزهای عاشق من که نمیام شماها بنفشه ی عاشق رو تنها نزارین و نظر بدین J
JJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJ

"گر ز آزردن من هست غرض مردن من
مردم آزار مکش از پی آزردن من"

هر رفیق راهی با من، دو سه روزی هم سفر بود
ادعای هر رفاقت، واسه من چه زودگذر بود
هرکی با زمزمه ی عشق دو سه روزی عاشقم شد
عشق اون باعث زجر همه ی دقایقم شد
اون که عاشق بود و عمری از جدا شدن میترسید
همه ی هراس و ترسش به دروغش نمی ارزید
چه اثر از این صداقت، چه ثمر از این نجابت
وقتی قدر سر سوزن به وفا نکردیم عادت...
![]()
سلام امروز یه شعر میزارم در مورده بدترین چیزی که یه ادم یا بدتر از اون یه عاشق میتونه داشته امیدوارم خوشتون بیادLLL
"غرور"
غرور نذاشت بهت بگم قد خدا دوستت دارم
حالا نشستم یه گوشه دارم ستاره میشمارم
تنهایی عین یه تبر شکسته برگ وریشه مو
سوزونده افت غرور از حالا تا همیشه مو
اگه بهت گفته بودم حالا تو مال من بودی
من تو خیال تو بودم تو تو خیال من بودی
کاش که میون من وتو تو اون روزا حصار نبود
هیچی میونمون به جز دلای بی قرار نبود
انگار که تقدیر نمیخواست تو در کنار من باشی
منم بهار تو باشم تو هم بهار من باشی
یه خلوت ساکت و سرد انگار اسیرمون شده
نمیشه فکر دیگه کرد کرد ما خیلی دیرمون شده
تقصیر هردومون بوده ما عشقو نشناخته بودیم
فقط یه قصر کاغذی تو رویامون ساخته بودیم
باید یکی از ما دوتا غرور و میگذاشت زیرپا
اروم به اون یکی میگفت یه عاشق واقعی باش
جدایی دستای ما یه اتفاق ساده نیست
سواره هرگز باخبر از غصه ی پیاده نیست
توی مسیر عاشقی باید هوای دل و داشت
حرف دلو عین قسم رو طاقی چشما گذاشت
حالا که من تنها شدم قدر چشاتو میدونم
ولی نمیشه کاری کرد همیشه تنها میمونم
کاش توی دنیا هیچ کسی قربونی غرور نشه
راه دوتا پرنده کاش هیچ روزی از هم دور نشه
نظر یادتون نره هاااااااااااااJJJ
.jpg)
مهناز و سمیه عزیز بیوگرافی منو خواسته بودن تا ببینن اگه با هم تفاهم داریم وبلاگ مشترک بزنیم من هم گفتم شاید شما هم بخواین علایق و سلایق منو بدونین گفتم واسه همه بنویسم:
من رنگ مشکی وسفید و فیروزه ای رو به همه ی رنگها ترجیح میدم
پرسپولیسی دو اتیشه هستم
از سبک اهنگها رپ رو ترجیح میدم بیشتر "هیچکس"و"ابلیس"و"021"و"ضدبازی"وبیباک"رو گوش میدم
البته به اهنگهای پاپ هم گوش میدم وازاهنگ های "نریمان"و"پویان"و"حبیب"و"امین فیاض"و"یگانه"و"چاووشی"و"رضا صادقی"و"مهدی مقدم"و"سام"و
"حمیدرضا علی رضا"و"مجید خراطها"و"احسان غیبی و بیباک"و"ارش"واخیرا"همایون"و"هادی نجاری"و"رضا یا"رو گوش میدم.
از تیم های خارجی منچستر یونایتد رو فقط به خاطر حضور "کیریستین رونالدو"دوست دارم از مربی ها" کلیزمن"و"دنیزلی" رو خیلی دوست دارم .
از خواننده های زن:"گوگوش"و"مهستی"و"هایده"رو خیلی دوست دارم.
از خواننده های خارجی:"جنیفر لوپز"و"نانسی"و"بریتنی"یاbritney و"الکس"و"گروه اسکوتر"رو گوش میدم.از لباسهای مارک دار مارکهای voess وlives و D&G رو میپسندم.از بازیگرهای ایرانی "گلشیفته فراهانی"و"پرویز پرستویی"و"مهدی فخیم زاده "و"حامد بهداد"رو دوست دارم.از بازیگرهای خارجی"برادپیت"و"نیکولاس کیج"و"کیت موس"و"لیندسی لوهان"و از بازیگرهای هندی بازیه"ال پاچینو"و"سلمان خان"و"پرتی زینتا"و"رانی موکورجی"و"هرتیک" رو دوست دارم.فکر کنم نکات کلیدیه من همین ها بودن البته طولانی شد ولی هم برای من وهم برای شما که برای تبادل لینک به بیوگرافی من نیاز دارید بهتره که این ها رو بدونین .بای بای نظر یادتون نره ها.با هر کدوم مخالفید نظرتونو بدید.![]()
![]()
![]()
![]()
"نرم نرمک میرسد اینک بهار"
سلام فکر کردم توی پست عیدم باید رسوم نوروزی رو بزارم چون فکر میکنم داره از یاد میره بعدش هم براتون اسامی هفت سین رو گذاشتم تا مشکل پیدا نکنین
رسوم نوروزی:
1-خانه تکانی2-چهارشنبه سوری3-دیدار از اهل قبور4-کاشتن سبزه5-سفره هفت سین8-خوراکهای نوروزی9-دیدوبازدیدنوروزی10-هدیه نوروزی یا عیدی11-کارت تبریک عید12-سیزده بدر
7سین در یک نگاه:
1-سبزه:نشانه تولد و رویش دوباره خلقت2-سمنو:زندگی
خوش شیرین در سال جدید3-سیب:نشان سلامت وزیبایی4-سنجد:نماد عشق و زیبایی5-سیر:خواص دارویی و نقش ان در سلامتی6-سماق:نماد رنگ خورشید و پیروزی برشیطان شب7-سرکه:عمر طولانی و صبر8-سکه:نشان مال و ثروت9-تخم مرغ:باروری و تولد زندگی10-پرتقال در ظرف اب:نشانه شناور بودن زمین در فضا11-ماهی قرمز:نماد زندگی12-گلاب:نشان پاک و طهارت جادویی13-اسپند:دور کردن شیطان با دود ان14-گل زیبایی وطروات15-اینه:نمادی بر نمایش انعکاس اعتقادات اجداد و پیشیان ما16-شمع:نور و روشنایی و امید و شادی
امیدوارم هفت سین زندگی تان همیشه کامل و زیبا باشد.
سلام
امروز نه میخوام شعر بنویسم نه مطلب عاشقونه میخوام باهاتون درد و دل کنم اونم با رنگ فیروزه ای که عاشقشم فکر کنم رنگ دل من فیروزه ای باشه ...
دلم میخواد درد و دلم رو گوش بدید و از ته دل اولین حرفی که به ذهنتون رسید چه خوب چه بد چه رضایت بخش و چه ضدحال برام بزارید تو قسمت نظرها
درد و دل من:
" خیلی سخته وقتی همه کنارت باشن ولی باز هم ته دلت احساس تنهایی کنی .وقتی عاشق باشی ولی کسی از دل عاشقت خبر نداشته باشه.وقتی لبخند بزنی ولی توی دله تنهات گریان باشی وقتی تو خبر داری ولی دیگران بیخبرند.وقتی میخوای به کسی بگی چرا غمگینی ولی صدات از گلوت بیرون نیاد وقتی از ته دل فریاد بزنی ولی کسی صداتو نشنوه وقتی احساس تنهایی و ناامیدی کنی وقتی از عشقت دور میشی تو تنهایی با خودت قرار بزاری این دفعه که دیدمش بهش میگم که چقدر دوسش دارم اما باز هم که اونو میبینی از روی دوست داشتن باهاش لج کنی و بهش نگی وای که چقدر از کلمه غرور بدم میاد اصلا از هرچی که با حرف"غ"شروع بشه حالم بهم میخوره مثل غروب-غم-غصه-غیبت وای گفتم غیبت چقدر سخته تو مدرسه ازیه سری هم کلاسیهات با گوش های خودت بشنوی که پشت سرت دارن چه چیزهایی میگن اما به خاطر رفاقت هیچی نگی چقدر سخته واسه ی دوستات تا سرحدش معرفت خرج کنی اما یه روز که به معرفتشون هرچقدر هم کوچیک احتیاج داری پشتتو خالی کنن چیزی که خیلی سخته موقعی که یکی بهت میگه دوستت داره نتونی جلوی غرورت رو بگیری و براش ناز کنی اما اون هی نازتو بخره تو هم هی خودتوبیشتر لوس کنی اون باز هم نازتو بکشه تا وقتی اون خسته بشه و بره و دیگه نازتو نکشه و اونوقت توبفهمی چقدر دوستش داشتی و بهش عادت کردی بعد از یه مدت پا بزاری رو دلت وغرورت رو حبس کنی و بری بهش بگی که عاشقشی اما حالا اون واست ناز کنه و اونوقت بفهمی که مجازات غرور خیلی سخته... دفتر دلم از این حرفها پر شده دوست دارم این دفتر نامردیها رو حالا که پر شده بندازم دوراما هر موقع میخوام این کار رو بکنم برعکسش عمل میکنم و اونو میزارم تو صندوقچه ی دلم و با هربار دیدن اون کسایی که در حقم نامردی کردن نامردیشون باز هم برام زنده میشه ومن خدا را شاکرم زیرا خدا دو نعمت بزرگ به من داده تا با دیدن انها غم ها و غصه ها را به فراموشی بسپارم و انها پدر و مادرم هستند شاید شما هم بهم بگید بچه نه نه بگید چون من تو دردودلام انتظار هرجور نظری رو دارم اما من میدونم که چون انها هستند من هم هستم و انها تنها کسانی هستند که حداقل برای فرزندانشان غرور ندارند وبه انها با هر شرایطی عشق میورزند .مادری را درنظر بگیریدکه بچه ی فلج خود را با چه عشقی بزرگ میکند وپدر ان بچه با اینکه بچه اش فلج است با چه عشقی به سر کار میرود تا نیازهایش را برطرف کند با چه عشقی فرزند خود را هر تابستان به مشهد مقدس میبرد تا شفا یابد من پدر و مادرم را دوست دارم چون انهایند که لایق محبت اند . البته من استدلالی نیستم اما گاهی به خاطر اینکه بتوانم حرفم را باور کنید وارد استدلال کردن حرفم میشوم حالا هم اگه هنوز قانع نشدید تو قسمت نظرات نظرتونو برام بزارید یا من قانع میشم یا اینکه شما رو قانع میکنم "بای بای
سلام بازم شعر و حرف های دل یه عاشق:
***نه ازخاکم نه ازبادم نه من لیلاترین مجنون و نه شیرین و نه فرهادم
نه از اتش نه از برگم نه از کوهم و نه از سنگم
فقط مثل تو غمگین ام فقط مثل تو دلتنگم
***شاخه گلی شکسته تو دست تو اسیرم اگه نگام نکنی بدون تو میمیرم
داستانک:
دختری ازپسری پرسید:که ایا اون رو قشنگ میبینه؟
پسر جواب داد: نه
دختر پرسید:ایا دلش میخواهد تا ابد با او بماند؟
پسر جواب داد: نه
سپس پرسید: اگه ترکش کنه گریه میکنه؟
بار دیگرپسر تکرار کرد :نه
دختر با ناراحتی و در حالی که اشک از چشمانش جاری بود خواست که برود
پسر بازویش را گرفت و گفت:
تو قشنگ نیستس بلکه زیبایی
من نمیخوام تا ابد با تو باشم بلکه نیاز دارم که با تو باشم
اگه ترکم کنی گریه نمیکنم بلکه میمیرم
حرف دل من:
وقتی دل یه نفر رو میشکنی یه میخ بکوب تو دیوار
وقتی که دوباره دلش رو بدست اوردی
میخ رو در بیار ولی چه فایده !!!!!
جای میخ واسه ی همیشه رو دیوار میمونه.



